فرصتهای گمشده
فرصتهای گم شده
وجه
مغفول در هنگام در انداختن طرح نو عبارت
بوده است ازتبیین ملاکهای عدالت اجتماعی وبر جسته سازی آنها در جامعه به نحوی که تمام
آحاد جامعه را از نظرتناسب بین آزادیها و اختیارات ، وظائف و مسئولیتها ، شایستگی ها وامتیازات در برگیرد و امکان مشارکت عمومی در امور سیاسی جامعه رافراهم سازد . بعبارتی دیگر بجای تد وین ویا تبیین
الفبای زبان سیاسی برای نظام جدید حکومتی و ترویج اخلاق اجتماعی که بیش از هر چیز برای برقراری حکومتی مردمرای مقدم است ورهائی از خلق وخوی استبدادی ودیکتاتوری
لازمه
برپائی یک جامعه مستقل است
، رندان انقلابی تنها به تغییر ظواهر سیاسی جامعه پرداخته و مردم نیز در غیاب یک
جبهۀ ملی فعال بدلیل باز ماندن از زندگی معیشتی خود و خستگی از فضای انقلاب
زده وعدم توجه به علل دیر نتیجه دادن یا
به نتیجه نرسیدن انقلابهای مشابه و بی حوصلگی آنان وعده ها و اطمینانی که سردمداران به آنها
میدهند ،عنان جامعه واختیارخویشتن خویش را دو باره به عده ای جدید سپرده اند که بنا بر آنچه گذشت،واجد صفات سلبی وثبوتی لازمه برای کشور داری ،بطور معکوس میباشند. در نتیجه، آرزوهای دشمنان کشور و طرد شد گان سیاسی که فراهم کردن زمینه های گسست اجتماعی و شکست و
شکاف در بین نیروهای فرهیخته و انقلابی وتضعیف کشور میباشد، به بوجود می آید.
با
بروز نشانه های تزلزل در جامعه بیگانگان از طریق نزدیکی و تعامل با افراطی ترین ویا ارتجاعی ترین گروهها دو باره
سعی میکنند به اهداف خود برسند . با این
ترتیبات وبا نهایت تأسف مملکت دوباره در محاقی از فساد و تبعات آن فرو
میرود
میدانیم
که راٌی گیری ابزاری است برای تولید و محفاظت از دموکراسی تا بتواند به حد رشد ، بالندگی وباز تولید برسد و
در حقیقت انتخابات نقش همزاد دموکراسی
راایفا مینمایند . اگر در روند برگزاری انتخابات اهمال ویا از آن بدتر تقلبی صورت پذیرد برای دموکراسی فاجعه ای
تمام عیار رخ داده است . ولی دیده ایم که از همان آغاز پی ریزی نظم جدید
سیاسی ،معدودی مدعیان فرصت طلب با شکستن قرارها و بر خلاف اصول وشعائر اعلام شده ،
چناکه گفته آمد بخاطر حفظ آن فرصتهای باد آورده ،آزادی و دموکراسی نوزاد را به بند توجیه گرائی و مصلحتهای خویش گرفتار وهمزاد
آن یعنی انتخابات را که علاوه بر معایب ماهیّتی غالباَ عیوب شکلی واجرائی نیز
دارند همراه با دیگر ظواهر پوپولیستی دموکراسی همچون گئومات، غاصبانه بر صدر امور مینشانند تا از قبل آن اعاشه نموده و با امضایش فرمان برانند. بدین ترتیب دموکراسی
قبل از آنکه عینیّت یابد در نطفه خفه میشود و این چیزی که امروزه بنام دموکراسی
شناخته میشود در حقیقت همان حکومت اقویاست با لعابی تازه و شیوه های استثماری
جدیدتری از جامعه. این شیوها که عبارتند از تمسک به شبه قانون و جعل
دولت ، سوء استفاده وبهره کشی از جوامع
را در عمل برای هیئتهای حاکمه وکار فرمایان آنها بسیار سهل تر و اقتصادی تر
مینماید . شاید بهترین گزینه در نامگزاری این نوع حاکمیت، حکومت طرٍاران باشد که با
جایگزینی ضد ارزشها بجای ارزشها واستفاده از هر وسیله ای با روشهای ماکیاولی به
اهداف خود دست می یابند . برگشت به فهرست عنوانها